بازی هایی که دخملی اختراع کرده
بازی اول: تند تند راه میره و با خنده پشت سرشو نگاه میکنه یعنی بیاین دنبالم تا من فرار کنم
بازی دوم: روی نوک پاهاش وای میسته انگار باله میخواد راه بره دستاشم میبره بالا و دور خودش میچرخه اینقدر میچرخه قش می کنه وسط اتاق بعد روی زمین قل میخوره تا به یه جایی برسه که متوقفش کنه
بازی سوم: چشمای خوشگلش رو میبنده و شروع میکنه به راه رفتن چند قدم که رفت یواشی چشماشو باز میکنه ببینه کجاست و دوباره با چشمای بسته به راهش ادامه میده
بازی چهارم: گلهای فرش که شکل دایره دارن رو تشخیص میده جفت پا میره فقط طرح های دایره دار و لحظه ای مکث میکنه و دوباره دایره بعدی
بازی پنجم: بازی های لج درآر :میره به دریچه بخاری دست میزنه و با خنده به ما نگاه میکنه که ما مانعش بشیم و بریم سراغش . میز تلوزیونو محکم تکون میده که ما از ترس بدویم دنبالش. بالای مبل میره روی کوسنها که بره بالای اپن اشپزخونه که ما با ترس بدوییم بریم بگیریمش
بازی ششم: همه ی ظرفهای ادویه رو که قدشم نمیرسه با سر وصدا ازمون میخواد که در دسترسش قرار بدیم اونها رو میبره اینور اونور به ترتیب کنار هم میچینه روی مبل روی صندلی و گاهاً دیده شده روی تختخواب. با تیوپ های کرم روی میز آرایش هم همین کارو میکنه
بازی هفتم: میره پشت پرده اتاق قایم میشه و یک دفعه میاد بیرون و با لبخند با ما دالی بازی میکنه
بازی هشتم: شبها که نور لامپ لوستر توی اتاق باعث ایجاد سایه میشه دنبال سایش میره و بازی میکنه
بازی نهم: با چهره خودش توی آینه میشینه و حرف های نامفهومی میزنه که خیلی دلم میخواد ببینم چی داره میگه
بازی دهم: یک دفعه میاد پشتت و خودش رو میندازه روی کولت یعنی پاشو به من کولی بده
الینا ١٦ ماهشو تموم کرده و روز به روز آتیش تر از دیروز شده


بازی هایی که دخملی اختراع کرده
